مممممم..بهار اومد و الان اولین بارون بهاری رو روی صورتم حس کردم و خوشحالم از سرسبزی و بویی که توی هوا هست...بهار رو خیلی دوست دارم وخوشحالم که توی بهار بدنیا اومدم وخوشحال ترم که الان هم توی بهارم ممممم...
با اومدن سال جدید دلم یاد خیلی چیزا افتاد وخیلی چیزا هم یادم نیومد وبهتر!هر سال که میاد همینه وهر سال متفاوته اما یه رگه های مشترکی هم داره...هر سال یکی و هنوز یکی توی دو تا عید تکرار نشده و نمی دونم اما خوبه به به به..الان همه چیز خوبه...
یه کم مهمون اومده و امروز کلی بادوقلوها که حالا خیلی بزرگ و فهمیده شدن بازی کردم و عمل کردن دماغ پت و دماغ نگین و کلی خنده و برام هنوز خیلی مهمه که با کوچولوها همسو بشم و بهتر ا ز همصحبتی با بزرگهاست و اون حرفهای تکراری و سوالهایی که ۱۰۰۰۰۵بار در مورد درس و کار و غیره ازم پرسیدن و جوابهای تکراری من!....اونقدر اس ام تبریک اومد واسم که نگو! منم بعضی ها رو به سبک خودم جواب می دادم وهنوز افتخار میکنم که اهل فوروارد نیستم!..این روزا کوچولو کله شلغمی خونمونه وکلی حرکات و اصوات جدید یاد گرفته که هم جالبه هم بعضی وقتا دیگه زیااااااااااااااادی جالبه...استرابری بهم عیدی خوب داد و من که امسال تا دقیقه ۹۰ سرکار بودم و فرصت نکردم واسه همه عیدی بخرم اما نمی ذارم اونایی که دوست دارم بدون عیدی برن خونشون...دیگه اینکه آهان! اما بیخیال.
