تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد - باز هم پونه !

کوچولو می‌نویسد

 

 

با هر  زحمتی بود با کمک پلیسهای مهربون از دیارهای مختلف کارها در کمترین زمان ممکن انجام شد و پونه  آزاد شد و الان توی جاش خوابیده...وقتی نمی تونستم توی پارکینگ با کمک فراوان پیداش کنم  یه جوری شدم و وقتی آقا خپله بعد از یک ساعت پیداش کرد و وقتی سوارش شدم و وقتی با هم نفس کشیدیم تمام عصبانیتم از دستش از  بین رفت و  از بودنش خیلی خوشحال شدم...به هر حال کل این ماجرا هم حکمتی داشت که برام خیلی با ارزشه،خیلی.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 22:30  توسط کوچولو  |