تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد - نغمه

کوچولو می‌نویسد

 

مممم..خوب! روزهای اسفند می گذره و بعد از ۳۸ روز امروز آشنا شدیم و تکرار یک حرکت که دیگه برام عادی شده انگار و دیگه میتونم حتا بدون واهمه ناخنهای پام رو از اون لاکهای جدید بهاره بزنم وبدون اشتیاق نگاهشون کنم و یه بوی جدید در اعماق و درونی که ازش سراغی ندارم و آهنگی که تکرار شد و باد و طوفان وسرما و جاده یکطرفه و تولد دوست جووووونم و خبرهایی که هیچ کدوم دست اول نیست وآدمهایی که همیشه هستن و آدمهایی که همیشه میخوان به زور باشن و کارهای پی در پی و تفکر و دلتنگی برای پناهگاه و ج که جوونه شمشادها رو دیده وبهار رو حس کرده و من که هنوز حیات دوباره ای ندیدم و آلرژی و کلاههای شبانه وکتابهای نیمه تمام وداستانهای نانوشته با سوژه های مرده..

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 0:44  توسط کوچولو  |