تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد - win

کوچولو می‌نویسد

 

خیلی هم زمان نگذشت تا اون موضوع رو بفهمم و این یه نشونه خیلی خوبه واسه فعال بودن مخم، البته  اگه به مخ اعتقاد داشته باشم!...

هنوز با LoST  روزهام و بیشتر شبهامو می گذرونم و باورم نمی شد که از دیدن بچه سان و مرگ جین اشک بیاد توی چشام و یه احساس خاص که بدمزه هم هست دارم از اینکه فقط ۶ قسمت دیگه میتونم باهاشون زندگی کنم و هم می خوام ادامه زندگی رو بدونم  هم میترسم که تموم بشه..جدن همشون رو خیلی دوست دارم و شاید هیجان انگیزترین بخش زندگیم توی هفته های گذشته همین بوده و ...

یکی از اون ور دنیا یه اعدادی رو خواست که منم بهش گفتم و نمی خوام حدسی در مورد علتش بزنم...نمی دونم چه اسمی داره اما با آقای دریانی وارد یه شرط بندی شدم که نهایتش به رخ کشیدن قدرت آدمهاست و سعیم بر اینه که برنده من باشم و می دونم که برنده می شم!

دلم تنگ شد اما ترجیح دادم نباشم و بعدم اینکه اس ام می نویسم اما سند نمی کنم به چند دلیل که مسخره است و یکیش اونقدر بزرگه که خیالمو راحت می کنه واسه ادامه همین روش...هنوز دوست هایی دارم و هنوز همین ستاره هایی که می درخشن هنوز!..هاهاها از اینکه رستوران ایتالیایی که روی منوش نوشته" تمام ادویه ها از خود ایتالیا میاد" ، اما ادویه پاستا هاشو با پفک و گالینابلانکا و زرد چوبه درست می کنه (!!!)و نمی دونم علت این عوام و بلکه هم خواص فریبی چیه  که هرچی هست خنده داره ...زبان عالی پیش می ره وسرشارم از انگیزه واسه همه چیز بجز تو..

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 18:29  توسط کوچولو  |