تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد - کوچولو فلزی شد!!

کوچولو می‌نویسد

 

تقصیر تو نیست.تقصیر منم نیست.پس تقصیر کیه؟؟

نمی شه حرفی که می خوای آخر بزنی رو اول بزنی؟نمی دونم شاید بیشتر سختیش واسه اینه که  زیادی مثل همیم! به نظرم بهتره که مکمل باشیم تا مثل هم!می دونم دارم از خستگی می میرم اما  یکسال گذشت و من باز رفتم پشت بوم..اینبارهم صورتم خیس بود و البته باد دم غروب کمک حالم شد اما یه احساس دیگه داشتم با خدا..یعنی بهش نگاه کردم و بازم ازش ممنون بودم و این نهایت تغییریه که از پارسال تا امسال داشتم که خیلی خیلی مهمه برام..فقط دوست داشتم به آسمون نزدیک باشم و از زمین پر دود ودم  و شلوغ پلوغ یه کم دور! حالا همه چیز حل شده با اون حرفها و  پیامت..اما انگار هفته قبل هم همین شب از هم دلگیر شدیم..فقط از خدا می خوام که این دلگیریها برامون عادت نشه که خیلی بده..شاید یه چیزایی هیچ وقت نباید گفته بشه..پس منم نمی گم!

----------------------------------

الان کاملن فلزی شدم و هنوز خیلی خوب باشرایطم کنار نیومدم..دندونهام خیلی در تلاش اند واین براشون و برا من درد میاره و البته مهم نیست..این اوضاع باعث شد زیاد کدبانو بشم و این  چند روزه برای اولین بار در عمرم سوپ پختم و شیربرنج  درست کردم والبته من خیلی با استعدادم به شرطی که مجبور باشم استعدادم رو بروز بدم!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 0:50  توسط کوچولو  |