تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد - ندیدن

کوچولو می‌نویسد

جیکس وار و کوچولو...

 

بعد از ۵ ماه بلخره با کامی CD رایتیدم و این خوب خوبه دیگه!!...توی چند روز گذشته احساس های خاصی داشتم..از بی تفاوتی عیان به خیلی از آدمها..(تاجایی که مامان واسه اولین بار توی زندگی ازم پرسید چته؟؟یه چیزیت شده..چرا ناراحتی؟؟منم گفتم هیچی نیست و اون اصرار کرد که چرا بگوووو بهم!..منم گفتم چیزیم نیست فقط یه کم دوست دارم کسی رو نبینم و تنها باشم!...گفت تو که خیلی ها رومیبینی توی کار توی کوچه وخیابون.. بعد خودش خواست که بگم فرقی نداره!نمی خوام هیچ کدوم رو ببینم..مهم فرد نیست مهم ویژگی آدم بودنه بعد گفت اما من دوست دارم دائممممممم تورو ببینم..و من ترجیح دادم بخاطرش غدا روبخورم و دیگه دم نزنم!!)

دیشب وقتی توی خواب اس امش رو دیدم و از خواب پریدم و توی بیداری هم دیدم و کفم برید و کف ش برید بعد پرسید که تو خوبی؟؟منم گفتم خوب آره و بعد عجیب دوست داشتن رقم خورد که مرز نیمه شب رو شکست و به قرار ورزش صبحگاهی لطمه زد..امروز از ۳ فروردین همه اس ام هام رو مرور کردم و کلی اضافه داشت که پاک نمودم...حضورش خوبه اما امیدوارم فر-فا ناراحت نشه وبه نظرم دخترا بعضی وقتا خیلی بد می شن..هنوز علت سوالش رو نمی دونم اما چون حرفش رو قبول دارم،پس وقتی گفت دلیلی نداشته حتمن نداشته دیگه...طرحم برای بعد از خرداد با ۳۲۰رو دوست دارم...یعنی اگرم اتفاق نیفته اما مرورش احساس افتادنش رو می ده که همین مهمه!

به نظرم خوبه که بعضیااااااا بعضی وقتا کاملن خفه بشن و هی حرف نزنن وهی نپرسن و هی جواب نخوان و هی احساس عاقلی نکنن وهی نباشن و هی روی اعصاب نرن و هی یه کم بفهمن که واسه همه مایه شادی و آرامش نیستن!

کلی کادو و تبریک تولد هم گرفتم وشادم و هنوز هم کلی کادو در راه دارم که میدونم بعضیهاشو و بعضیهاشم نمی دونم!

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 16:30  توسط کوچولو  |