تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد - ی

کوچولو می‌نویسد

جیکس وار و کوچولو...

خوبه!قهوه مثل زهر تلخه و با شکلات تلخ مثل یه تلخی بی انتها می شه و استثناعن دوست دارم! بدم نمیاد حالم به هم بخوره و معدم خالی بشه از همه چیز!امروز کلی خرید انجامیده شد ودلم وسعت قدیمی می خواد که صدای آهنگهای قدیمی معین هم توش بپیچه و توالت فرنگی هم داشته باشه واگه ۱ میلیون دلار داشته باشی میتونی هر ماه که نه،هر روز رنگشو عوض کنی..البته اگه رنگبندیشو بلد باشی!!..ترجیح می دم اینجاها بزرگتر بشه..جایی واسه لباسها و کفشها باشه که همشون نفس بکشن و مجبور نباشن وزن همدیگه رو تحمل کنن..عکس العمل دیگران از اینکه ببینن کفش با اون همه پاشنه پوشیدم واسم جالبه و البته به نظر خودم خیلی هم عجیب نیست !!دوست جونممم داره متولد می شیم و این یعنی یک سال دیگه با همه چیزاش گذشته و چه زود یا دیر اما گذشته..دوست می دارم این ۲ ماه رو ،شاید چون تولد دوتامونیم یا شاید چون هوا گرم میشه اما زیاد راضیم از اسفند و فروردین!...! 

وقتی بعد از ساعتها یادت می افته ترجیح می دم نیفته!!اونم با چه وضعی.عذاب آوره اینجوری..شکلات فروشی تا ۱۲ شب بازه ؟؟حالت تکراری و مسخره ایه!..۴۰ دقیقه و۲ ساعت هم، زمان جالبیه!! احساس می کنم یه خالی بندی های کوچیکی هم داره که نمی دونم واسه چیییییییییییییه!به هرحال یه کم حساس شدم نسبت به این نوع نگاه،که این خوب نیست و بدمزه است!!..زورکی که نیست فقط دیگه حوصله نشتی دماغ ندارم و نویز افتادن روی مانیتور شادم نمی کنه و فقط نگاه آوره..تازه از قبل کلی هم طلب دارم ازش...  . حتا اگه به ضررم باشه اما من به کسی دروغ نمی گم و دروغهای دیگران هم واسم مهم نیست !

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 23:50  توسط کوچولو  |