۲هفته یه کم راحتم بخاطر مناسبتهای آخر هفته!...امروز بلخره ثبت نام نشگاه تموم شد و رفت پی کارش انگار!بعدم توی مترو با دخترم و دختره تخمه دم محل اونا رو خوردیم و من فهمیدم که جیب سمت راست اون مانتو قهوه ایه سوراخه و به مامور مترو نگفتم که تخمه ها رو ما ریختیم کف زمین!!بعدم اینکه خداییش نمی دونم با موهام چه کنم!فردا می رم و می سپارمشون به قیچی..البته میزانش به کرم آرایشگر بستگی داره..دیگه اینکه از اون کارا کردم که مخصوص خودمه و عمرن دیگران با هم ندارن و الان که خونه مامان بزرگشه اما رزروشن هتل همکاری لازم رو داره و به نظرم باحاله این کارام اما یه کم با هم دعوا کردیم...مهم اینه که خودم حال می کنم!یه گوشواره هایی خریدم واسه دووست جوووونم که باید برم رنگش رو عوض کنم و امروز نشد..واسه خودم به مناسبت اینکه کوچولوی خوبی بودم و تخمه ها رو با پوست نخوردم و پیام هر روز رو خوندم، ۳تا لباس وینکی خریدم که دوستشون می دارم و سایزش S است.هاهاها!!!!فروشنده هم داشت واسه خانمه فرق شورتک و شلوارک رو بلند بلند توضیح می داد و اصرار داشت که بر اساس منطق و فلسفه و اینا اصلن شورتک نداااریم!منم کلی با خودم خندیدم به خانمه و اون بچه مثبت نیاوروونی!!...از سرحقانی(اتوبانش !)واسه اونا که سر برزیل(خیابونش!)بودن دست تکون دادیم و چشمهایمان هنوز بدون عینک دوربین است!
دلم واسه جوونه زدن درختا و شمشادا تنگ شده..چند روز پیش روی شاخه شمشاد انقدر گشتم تا جوونه های کوچولو رو پیدا کردم و یه کم خوشحالیدم که درختا زندن و دارن تلاش می کنن واسه متولد شدن!اصولن شیوه حیات گیاهان و خصوصن درختا و اونایی که توی زمستون خالی اند برام همیشه امید بخشه..تکراری تر از زندگی درخت نداریم اما همیشه می مونه!..یکی که یه بار باهامون اومده بود مسافرت بهم زنگ شد که خوشحالیدم و اینکه چقدر دنیا ... .
------------------------------
یه مسافت از نوع همون پیراشکیها و توانمندی از نوع سومی که همه ازش با خبرن و نمی شه دفترها رو تقسیم کرد .باید چشمهاتو ببندی و یه دفتر رو برداری.اونا باید دست تورو انتخاب کنن!!..فرقی نمی کنه کدوم دکمه اما اگه مخملی باشه بهتره. شاید بشه توی دفتر چسبوندش و نیازی به ترمیم هم نباشه!..از قاف اسمت خوشم میاد چون متفاوتت می کنه..بی دلیل یاد اشتباهم توی کل 5سال دبستان در مورد خوندن کلمه "ویترین جوایز"افتادم..هاهاها!
