تبليغاتX
کوچولو می‌نویسد - دوری

کوچولو می‌نویسد

جیکس وار و کوچولو...

 

جالبه که آدم واسه مدیرشم فال روزانه روزنامه ها رو بخونه اما اینکه ۳۲۰ هم واسه خوندن فال ماه از ۴ تا مجله بهم زنگ بزنه جای مسرت داره توی این اوضاع بی مسرتی...!به هر حال قهوه و Ritter SPORT با طعم بیسکوییت وبعدم پفیلا  و NEXT دیدن بدک نبود و بلخره جعبه شال گردن نعنا رو هم درست کردم که ببرم بهش بدم..حالا اینکه چقدر طول بکشه تاببرم بهش بدم نمی دونم!فقط امیدوارم قبل از تابستون باشه..

چند روز پیش بچه محل رو توی کذایی دیدم..یه جوری شدم..نمی دونستم باید چجوری باشم..شال دوووست جووونم گردنش بود می خواستم بگم اااااااا شال دوستمو بده که دیدم دوست جونم که..و مغزم درد گرفت از همه چیز..انگار دوست نزدیکم بود که ازم دور بود..نمیدونستم بعد از این همه مدت از دیدنش خوشحالم یا ناراحت و شایدم هیچ کدوم!دلم خالی خالیه..شاید نباید اون حرفها رو می زدم..کبوتر هم بود و می فهمم چی می گه و البته باید بفهمه با تمام احوالش از من راحتتره..نباید زندگی رو اونقدر بزرگ کرد که سوار آدم بشه..آسی موقع خوردن قیمه بادمجون می گفت من همیشه با دیدن مشکلات تو و بی توجه بودنت به اونا و مبارزه کردنت انرژی می گرفتم،باور نمی کردم چشمای تو هم خیس بشه..اما بهش اعتماد کردم!..هفته مسخره ای داشتم و امتحانا  و درس نخوندن کلافم کرده..دیروز اگه ۳ ساعت دیگه بیدار می موندم می شد ۲۴ ساعت که بیدارم و مشغول بدو بدو...خواهش می کنم!لطف دارید!ممنون می شم!مرسی!شما بزرگوارید! اختیار دارید!زحمت کشیدین!خیلی خیلی لطف کردین!..وااای که چرا بعضی ها از این حرفا لازم دارن و خوشحالم از اینکه امروز آتش بس دیدم و رفتم به اون سال که ۳ بار تنها رفتم سینما و دیدم!احمقانست اما لذت بخشه برام...هامش خورون هم خوش گذشت ونی نی شون رو دوست داررررررررررررم کلی..وقتی بغلم بود احساس آرامش بی نظیری داشتم و ممنونم از خدا که خستگی هامو کنترل کرد و نذاشت آدم بدا اذیتم کنن..!یه چیزایی هست که می تونه واسه ادامه شادی در زندگی توهم امید زا بوجود بیاره..دارم به زور این چیزا رو تقویت می کنم..مجبورم!نمی خوام همش خسته باشم از همه چیز..یه دوست قدیمی یادم افتاد که واسم شادی آفرید و اتفاقهای دیگه و اینکه مهم نیست اگه نتونم اون همه پول رو بدم اما اون رو هم نمی خوام...خدا برام میاره..خودش قول داد به من ربطی نداره...!بخاطر اینکه فک کنم هوا گرمه و سرما رفته تنهایی واسه خودم آیس پک خریدم اما نچسبید و خوب کوچولو رو خر کردم..هاهاها...!دوست دارم صبحها برم ورزش و اون ۲تا کلاس هم اسم بنویسم و اون کار نا تموم از ۵ سال پیش رو هم انجام بدم...می شه!

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 23:8  توسط کوچولو  |