هنوز صدا میاد..امسال برام طولانی تر شده و دوست داشتنی تر..
نمی دونم چرا راضین به شیکستن دل آدما..راضین به حرف از روی کینه و بغض و حسادت زدن..راضین هرچی خواستن به آدما بگن بدون اینکه از شیکستن دلشون بترسن..همه میدونن که دعا و نفرین دل شیکسته می گیره هاااا امابازم راحت می شکنن..راضین فقط قضاوت کنن و قضاوت کنن و یادشون بره محبتای اون آدمایی که الان به نظرشون بی شعور و مشکل دارن..نمی دونم چرا قلب بعضیا انقدر کوچیکه که حالا که پره بدی شده دیگه جایی واسه خوبی نداره..نمی دونم چجوری می تونن انقدر بچه باشن..بزرگ شده باشن و بچه داشته باشن اما باز بچه باشن و کوچک..کوچیکی خوبه..کوچولوها مقدسن برام اما نه این کوچیکا !..اونایی که با کوچیک کردن دیگران بزرگ می شن، بزرگ نیستن..کوچیکن..چجوری می تونن انقدر بد وبی صبر باشن..اصلن کی می تونه کوچیک و بزرگ بودن،خوب و بد بودن،درست و عوضی بودن، با شعور و بی شعور بودن ،خوب و بد بودن ،و این چیزای آدمها رو تشخیص بده..؟؟؟؟!!هیچکس!..فقط کاش یه کم مواظب حرفهایی که می زنیم باشیم..یکمی صبور باشیم..یکمی بیشتر مهربون باشیم..ایمان دارم و بهم ثابت شده که مهربونی به دیگران همیشه برمی گرده به خود آدم..خوبی به دیگران همیشه می شه خوبی به خود آدم و البته برعکس!..دیر و زود داره اما سوخت وسوز نداره....با همه اینا خیلی راحت فراموش می کنیم که انسانیم و مسئول نسبت به خودمون،حرفامون و کارهامون...
خوشحال شدم که راننده از راه بدون ترافیک سریع رسوندم خونه و ..و از شر بنده های خدا به خودش پناه بردم..مهر خیس شد و بوی خاک آرامش آفرید.. و خدا هست و صدا هنوز میاد...آروم باش و خاموشی رو ترجیح بده!
