به شدت مرز پلکی گرفتم...تازشم اینکه وقتی تقویم و نوشته هاشو دیدم یادم افتاد که اولا به J1 می گفتم ۳۲۰ ... بعد دیدم که بهتره! واسه همین تصمیم گرفتم بگم ۳۲۰ بهش...دلم عصری دووست جوونم خواست و نیست و همش تا ۸ کلاسه..خیلی با کلاس شده ه ه ه ه...وای وای وای،چند تا فکر مایوس کننده به ذهنم رسید که خفش کردم وگرنه باز جوانه نا امیدی و تکرار و تکرار..خداکنه نذارم بیاد به ذهنم که بد می شه باز..وای وای وای..دیگه طاقت نمیاره خوب که بهش فکر کرد، دلش تنگید قد هوار تااااا..و زنگ و پکری که از هزاران کیلومتر اونور تر توی سیمهای تلفن بهش می رسه و نمی پرسی چون اون نمی خواد!نظر اون براش مهمتره...![]()
یه جورایی معدم یا نمی دونم شایدم جای دیگم به هم ریخته..نمی تونم غذا بخورم و دوست دارم نخورم چون همش انگار همون موقع خوردم و متنفرم که طعم غذا همش همراهم باشه....یکی خورد به دیوار دیروز و من یخ زده بودم از ناباوری...ماجرای بابایی و خانمی و مامانی هم خیلی به خنده رفت و ترجیح دادم ادامه ندم اما نشد...ناراحت می شم چند وقت دیگه اما فقط می خوام به چیزای خوب بفکرم و انتظار ناراحتی نکشم!.. استاد امروز با کت و شلوار و عطر مدهوش کننده اومد سر جلسه امتحان و وقتی جوابها رو ازش می پرسیدیم ۳ دقیقه با حیرت نگاهمون می کرد و نمی دونست که رسم بر اینه که استاد سر جلسه تا اونجایی که بتونه جوابها رو به دانشجوها می رسونه...خلاصه باز همه خر زدن و من فقط از خونه تا نشگاه خوندم و مهم نیست ۳ واحد هم فدای سرم،نه؟؟!!تازه بعد از کلی وقت با موش نرم و مهربون حرفیدم و قرار مدار المپیک رو مرور کردیم و ۶ صبح شنبه هم میریم توی صف جشنواااره ه ه..چه زود بهمن می رسه!
گزارش نظارت امروز یه کم از فشارهایی که توی این مدت روی کار و من بود کاهید و خوبه که انگار خدا می خواد به آسمون نگاه کنم و ...نمی دونم اما اهل خیلی چیزا نیستم و دوبرابرش هم اهل خیلی چیزا هستم..دیشب یکی آشتی کرد و خوبه ..چون دوستامو دوست دارم و همیشه می خوامشون اما گاهی نمی شه دیگه..توی مترو مجله خانمه رو گرفتیم و فال خوندیم!!!کلی فالم درست بود و شاید من مقصرم توی همه چیز!
-------------------------------------------------
#اصولن اونایی که از آبان ۸۳ با کوچولو می نویسد بودن و کوچولو خوانی داشتن می دونن که کوچولو خارج از اینجا به اقتضای خیلی شرایط مجبوره درست بنویسه و مثل همه.. اما اینجا هرجور خودش بخواد می نویسه...یعنی اگه تاسوعا شد تاثوعا،لابد واسه کوچولو دلیل داشته یا شایدم نداشته!..نمی دونم اما مرسی از همه که گفتین و حداقل یه کامنتی نهادین یا زنگی زدین به این بهااااانه ،اما کوچولو می نویسد رو بزرگ نبینید!![]()
